خرید بک لینک
بالاخره حرف زد. گفت که میترسد از نزدیک شدن. و مثال زد که وقتی به زنی تجاوز میکنند، نمیتواند بعد از آن، مانند گذشته با همسرش رابطه داشته باشد. که قیاس معالفارق بود واقعا. گفت باید دور باشد. من نگرانم که با یک مدّت دوری حل نشود. گفت فعلا نمیتواند از خودش چیزی را به اشتراک بگذارد، ولی هر وقت که بخواهم میشنود. و من پاسخ دادم که به قول خودش، حرف زدن و اشتراک گذاشتن چیزی دو طرفه است. و گفتم که کات کردن فقط حرف نزدن و ندیدن نیست؛ انواع مختلفی داریم.نمیدانم چه میشود. باید پذیرفت گاه، زمانی که به حضور بقیه نیاز داریم، درست زمانیست که آنها به تنهایی نیاز دارند. و من این را کاملا قبول دارم و

برچسب: نویسنده: یلدا باقری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:12

حدود یک هفته گذشته و هنوز شوک و گنگی اوّلیه از بین نرفته. گاهی یادت میره. گاهی یاد attempt های ناموفّق خودت میافتی. یاد فازهای suicidal ت و همه چیز معنی خودش رو از دست میده. دو سه روز پیش توی دفترچهای نوشتم: I don’t miss anyoneنمیدونم چه معنیای داره. شاید گذر زمان. شاید اثرات bipolar. شاید فکرهای شبانه.تا چند روز اوّل نمیتونستم آهنگهای LP رو گوش بدم. نه تنها گوش دادن، بلکه به عنوان زنگ و آلارم و غیره هم سنگینی میکردند. گاهی یادت میرود. گاهی سعی میکنی که یادت برود. پ.ن. بلاگفا ریدی... اون از پریدن یه سری از پستها.. این هم از پریدن قالب وبلاگ. به قول سارا، ریدم تو قبرت. :| +

برچسب: نویسنده: یلدا باقری تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 6:12

صفحه بندی